رشد نسبتا پرشتاب ارز و طلا در هفته گذشته به چند دلیل اقتصادی رخ داد: تشدید تنشها بین ایران و آمریکا، افزایش نگرانی نسبت به درآمدهای نفتی کشور و همچنین، نیازهای ارزی رو به افزایش با کمتر شدن موجودی مواد اولیه و کالا. اما یک نیروی ذهنی نیز به شتاب آن کمک کرد و آن هم نگرانی از افت شدید ارزش پول که باعث شد هجوم به پناهگاه بین مردم شدت بگیرد. قصه دوم سوال درباره آنکه آینده دلار چه میشود را پررنگتر از قبل کرد.
کف و سقف دو باند دلار: گزارش ماه تیر «آلفا، چشمانداز ماهانه کیان» کانال حرکتی نرخ دلار را بر اساس دو مدل «نقدینگی دلاری» و «نرخ حقیقی (حذف اثر تورم)» پیشبینی کرده بود. در آن زمان که خوشبینی نسبت به آتشبس نرخها را پایین آورده بود تاکید شد که دلار نزدیک کف این باند قرار دارد و برای ریزش بیشتر محرکهای دیگری نیاز دارد. اکنون نیز با سرعتی قابل توجه در حال حرکت به سمت محدوده بالایی این کانال است که درون خود یک علامت احتیاط برای خریداران سراسیمه دارد.
تامل با یک برآورد سرانگشتی: اگر کل نقدینگی کشور را به دلار تقسیم کنیم در سالهای اخیر محدوده ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار را میتوان جایی در نظر گرفت که دلار پتانسیل زیادی برای رشد ندارد. این را مقایسه کنید با نقدینگی بیش از ۳۰۰ میلیارد دلاری سال ۹۷ که منجر به یک جهش بیسابقه نرخ دلار در تاریخ اقتصاد ایران شد. حتی اگر فرض شود نقدینگی تا پایان سال بین ۵۰ تا در بدبینانهترین حالت ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند، سقف نرخ دلار ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان از نگاه اقتصادی قابل توضیح است.
سناریوی خاص: اما همیشه سناریوهای پیش رو اقتصادی نیستند و اگر سیاستگذار نتواند اعتماد به ریال را حفظ کند، ممکن است موج بیاعتمادی سناریوهای خاصی را رقم بزند که طی آن دیگر تحلیل اقتصادی نرخ دلار با مختصات فعلی جوابگو نیست. بنابراین، سیل سرمایهها از بخشهای مختلف پناهگاه خود را دلار میبیند که البته سناریوی بسیار بدبینانهای است.