شاخص کل با شتابی کمسابقه بالا آمده، اما پرسش اینجاست: بازار دقیقاً چه چیزی را قیمتگذاری میکند؟
فقط رشد اسمی ناشی از تورم و دلار را، یا ریسکهایی را هم که در نیمه دوم میتوانند به حاشیه سود شرکتها، جریان تجارت، انرژی و حتی رفتار سیاستگذار فشار وارد کنند؟
در «واچلیست» امروز، ابتدا از همین نقطه شروع کردیم؛
اینکه کسی از رشد بازار ناراحت نیست؛ مسئله، کیفیت این رشد است. اگر قرار است شاخص بالا برود، آیا این صعود بر بنیانی قابلاتکا استوار است یا بر پولی که فقط میخواهد از ریال فرار کند؟
سروش رشیدی، مدیر سبد و کارشناس بازار سرمایه، معتقد است برای فهم رشد این روزهای بازار باید چند هفته به عقب برگشت؛ زمانی که بسیاری از مدیران دارایی در انتظار اصلاح بودند. در آن مقطع، بازار به سطوحی رسیده بود که از منظر ارزشگذاری، دیگر ادامهی مسیر بدون مکث بدیهی به نظر نمیرسید. اما جهش نرخ دلار، معادله را تغییر داد و تقریباً همه بازارهای دارایی را زیر چتر خود برد.
از نگاه او، آنچه امروز شاخص را بالا میبرد، فقط تحلیل بنیادی کلاسیک نیست؛ فشار ورود پول، مومنتوم و ترجیح نداشتنِ ریال هم نقش مهمی بازی میکنند. در چنین فضایی، سهام نه فقط بر اساس سود، بلکه بهمثابه یک دارایی جایگزین در برابر افت ارزش پول دیده میشود.
با این حال، رشیدی تأکید میکند که افق چند ماه آینده خالی از ریسک نیست. او از چهار ریسک مهم نام میبرد؛ تنش نظامی، اختلال در عملیات شرکتها و تجارت خارجی، ریسک انرژی در ماههای سرد و در نهایت ریسک اجتماعی. به تعبیر او، هنوز ممکن است بازار چند گام دیگر هم بالا برود، اما در جایی از مسیر، وزن این ریسکها میتواند بهطور جدیتری وارد قیمتگذاری شود.
در این گفتوگو، یک نکته مهم هم برجسته شد؛ ریسک اصلی بازار از نگاه رشیدی، لزوماً افزایش نرخ بهره یا حتی مداخله مستقیم دولت در همه صنایع نیست؛ بلکه بیشتر به عملیات واقعی شرکتها برمیگردد.اینکه آیا صادرات با کیفیت و حجم گذشته ادامه پیدا میکند؟ واردات مواد اولیه، کاتالیست و اقلام حیاتی با چه سطحی از اصطکاک انجام میشود؟ و زمستان، با چه تصویری از گاز و برق، به سودآوری صنایع میرسد؟
او در عین حال معتقد است بازار هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان با قطعیت ترمز کامل سهام را کشید. به بیان دیگر، شاید در افق چندماهه، زمان تقویت وزن داراییهای امن فرا برسد، اما این نقطه الزاماً همین امروز نیست. از همین رو، استراتژی او بر دو پایه میایستد:
یا باید سراغ سهمهایی رفت که در برابر این ریسکها، تابآوری و توجیه بلندمدت دارند؛
یا باید در سهمهای بزرگ و نقدشونده ماند تا اگر شرایط عوض شد، امکان خروج وجود داشته باشد.
رشیدی در میان گروههای مورد توجه خود، از برخی داروییها، پالایشیها، اورهایها، سیمانیها و حتی بعضی سهمهای جامانده مانند لاستیک نام میبرد؛ اما تأکید میکند که در این مقطع، نقدشوندگی و تابآوری در برابر ریسک، به اندازهی ارزندگی اهمیت دارند.
مسئله اصلی «واچلیست» امروز همین بود؛
در بازاری که هنوز پول داغ در آن جریان دارد، مرز میان «روند» و «ریسک» کجاست؟
و سرمایهگذار پیش از نیمه دوم، باید دنبال بازده بیشتر باشد یا آمادگی برای خروج بهموقع؟
گفتوگوی کامل با سروش رشیدی را در «واچلیست» ببینید.