وقتی هدف، حفظ ارزش پول در برابر تورم است، دلار و طلا معمولاً دو گزینه اصلی سرمایه‌گذاران ایرانی‌اند؛ اما کدام‌یک در شرایط فعلی دست بالاتر را دارد؟ پاسخ را می‌توان از سه زاویه بررسی کرد.

۱- مختصات اقتصادی: قیمت طلای داخلی در حال حاضر بخش عمده اثر تورم و رشد نقدینگی را در خود منعکس کرده و حباب آن نیز در محدوده صفر قرار دارد. بنابراین نه حباب منفی وجود دارد که به طلا نیروی صعودی مضاعف بدهد و نه حباب مثبت قابل‌توجهی که ریسک تخلیه آن را بالا ببرد. به بیان دیگر، طلا از داخل فعلا ریسک و فرصت ویژه‌ای ندارد. اما یک مزیت مهم همچنان باقی است: بازوی جهانی طلا. تداوم تقاضای بانک‌های مرکزی، ریسک‌های ژئوپلیتیک و چشم‌انداز اقتصاد جهانی می‌تواند از قیمت اونس حمایت کند؛ مزیتی که دلار داخلی از آن برخوردار نیست.

۲- سرنوشت تحولات غیراقتصادی: همه محاسبات تا زمانی معتبرند که اقتصاد در مختصات فعلی حرکت کند. تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک می‌توانند همزمان درآمدهای ارزی، ریسک اقتصاد ایران و انتظارات تورمی را تغییر دهند و حتی مسیر رشد نقدینگی را تحت‌تاثیر قرار دهند. بنابراین یک شوک سیاسی می‌تواند دلار و به تبع آن طلای داخلی را از محدوده‌های ارزش‌گذاری فعلی خارج کند.

۳- عملکرد تاریخی چه می‌گوید: کارنامه گذشته نیز کفه را به سمت طلا سنگین‌تر می‌کند. در افق یک‌ساله، دلار تنها در ۱۰ درصد مواقع پربازده‌ترین بازار بوده؛ این سهم برای طلا ۲۱ درصد است. در پوشش تورم نیز طلا عملکرد بهتری دارد: طلا در ۳۶ درصد مواقع از تورم شکست خورده، در حالی که دلار در ۷۱ درصد مواقع از تورم عقب مانده است.

دلار یا طلا؟ اصل تنوع‌بخشی همچنان پابرجاست و تمرکز کامل روی یک دارایی ریسک پرتفوی را بالا می‌برد. با این حال، ترکیب بازوی جهانی، کارنامه تاریخی بهتر و قدرت بیشتر در پوشش تورم باعث می‌شود در شرایط فعلی، افزایش وزن طلا نسبت به دلار در پرتفوی قابل‌دفاع‌تر باشد.