روزگاری قدرت در دنیا با «بشکههای نفت» سنجیده میشد، اما امروز زمین بازی کاملاً عوض شده است. جهان در حال عبور از عصر نفت به عصر جدیدی است که قدرت در آن نه با طلای سیاه، بلکه با فلزاتی تعریف میشود که شاید کمتر اسمشان را شنیده باشیم: «عناصر نادر خاکی»
در تازهترین قسمت از برنامه «میز معدن و فولاد» فردای اقتصاد، رضا موسایی، سیاستپژوه صنعت و معدن، روی ماجرایی دست گذاشته که نشان میدهد چگونه چین با یک سرمایهگذاری هوشمندانه چند دههای، کنترل گلوی اقتصاد غرب و صنایع بزرگ دنیا را به دست گرفته است.
اشتباه تاریخی غرب و هوشمندی چینیها
موسایی درباره سیر تاریخی چنین می گوید: داستان از حدود ۴۰ سال پیش شروع شد؛ زمانی که کارخانههای آمریکایی و اروپایی به خاطر آلودگیهای زیستمحیطی و هزینههای بالای تصفیه پسماند، دست از استخراج و فرآوری این فلزات کشیدند و آن را کنار گذاشتند. درست در همان سالها (۱۹۹۲ میلادی)، رهبر وقت چین جمله معروفی گفت: «خاورمیانه نفت دارد، اما ما در چین خاکهای نادر داریم».
چینیها با برنامهریزی دقیق، پرداخت یارانههای دولتی و تحمل هزینههای محیطزیستی، قیمت این مواد را در بازار جهانی به شدت پایین آوردند تا هیچ رقیب غربی توان رقابت نداشته باشد. با ورشکست شدن کارخانههای غربی، حالا چین انحصار دانش، تخصص و کارخانههای فرآوری این فلزات را در اختیار دارد.
چرا نبودن این فلزات مساوی با تعطیلی است؟
رضا موسایی با اشاره به اینکه عناصر نادر خاکی دقیقاً مثل «ویتامین در بدن» عمل میکنند؛ تصریح کرد: عناصر نادر خاکی حجم بسیار کمی دارند، اما اگر نباشند، بدن از کار میافتد: در هر گوشی موبایل کمتر از یک گرم از این عناصر به کار رفته است؛ اما بدون همین یک گرم، نه صفحه لمسی کار میکند و نه اسپیکرها و حسگرهای پیشرفته و در هر خودروی برقی حدود دو تا چهار کیلوگرم آهنربای خاص از این عناصر وجود دارد.
حتی در ماشینهای بنزینی معمولی نیز بیش از ۴۰ قطعه کوچک (مثل بالابر شیشه، ترمز ضدقفل و پمپ فرمان) به این مواد وابستهاند.
علاوه براین در پزشکی دستگاههای پیشرفته امآرآی (MRI) و لیزرهای جراحی بدون این عناصر اصلاً روشن نمیشوند.
خطر اصلی کجاست؟
مساله گرانی نیست، برای مثال، در یک خودروی برقی ۴۵ هزار دلاری، ارزش این فلزات فقط ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار است. اگر قیمت این فلزات ۴ برابر هم بشود، قیمت ماشین تنها ۲ درصد گران میشود و این عدد خودروساز را ورشکست نمیکند. اما فاجعه زمانی رخ میدهد که چین صادرات یک قطعه کوچک ۵۰ دلاری را متوقف کند؛ در این حالت، خط تولید یک خودروی ۵۰ هزار دلاری کاملاً متوقف میشود!
به همین دلیل، وابستگی دنیا به این فلزات، تهدیدی بزرگ برای صنایعی به ارزش ۶.۵ تریلیون دلار (شامل خودروسازی، مخابرات، هوش مصنوعی، انرژیهای پاک و صنایع دفاعی) ایجاد کرده است.
معدن داشتن کافی نیست
موسایی بر این باور است که شاید خیلی از کشورها در خاک خود این فلزات را داشته باشند، اما داشتن سنگمعدن بهتنهایی قدرتی ایجاد نمیکند. چین حدود ۶۰ درصد از معادن این عناصر را دارد، اما در بخش «فرآوری و ساخت محصولات نهایی» سهمی بالای ۹۰ تا ۹۵ درصد را در انحصار خود گرفته است.
پکن با اعمال کنترلهای شدید صادراتی، حاضر نیست فناوری و دانش فرآوری این مواد را به کشورهای دیگر بدهد و از این ابزار به عنوان یک اهرم فشار قوی استفاده میکند.
دستوپا زدن غرب برای شکستن انحصار پکن
موسایی می گوید: آمریکا و اروپا با پی بردن به این خطر بزرگ، اصول همیشگی خود درباره بازار آزاد را کنار گذاشته و مستقیماً وارد میدان شدهاند. این اقدام شامل:
کمکهای مالی و وامهای دولتی: دولت آمریکا و پنتاگون بودجههای سنگینی برای احیای معادن قدیمی و ساخت کارخانههای جدید در خاک آمریکا اختصاص دادهاند.
تعهد برای نخریدن از چین: کشورها معافیتهای مالیاتی و تخفیفها را فقط به خودروسازانی میدهند که از زنجیرههای غیرچینی خرید کنند.
حمایت از کارخانههای تازهکار با تضمین قیمت: غرب برای اینکه کارخانههای نوپایش با ارزانفروشی چین ورشکست نشوند، خرید محصولات آنها را با قیمت مشخص تضمین کرده است.
سرمایهگذاری روی بازیافت: اروپا قوانینی وضع کرده تا بخشی از این فلزات را از طریق بازیافت باتریها و خودروهای فرسوده تأمین کند و شرکتها را مجبور به ذخیرهسازی کرده است.
برنده در اقتصاد آینده کیست؟
رضا موسایی این طور نتیجه گیری می کند که جهان به سمت خودروهای برقی، توربینهای بادی و فناوریهای سبز در حال حرکت است و سوخت اصلی این مسیر، همین عناصر نادر خاکی هستند.
پیشبینیها نشان میدهد حتی اگر تمام برنامهها و سرمایهگذاریهای آمریکا و اروپا تا سالهای آینده موفق شود، سهم غرب در فرآوری این فلزات شاید به سختی به ۳۰ درصد برسد و چین همچنان بازیگر اصلی این میدان خواهد ماند. پیام این تحولات برای اقتصادهای معدنی کاملاً روشن است: در دنیای آینده، برنده اصلی کشوری نیست که خاک و سنگ خام میفروشد، بلکه کشوری است که بتواند این سنگها را به قطعات پیشرفته فناورانه تبدیل کند.