در تازه ترین قسمت برنامه واچلیست، علی تسنیمی میزبان ابراهیم ساجد، مدیر صندوق پتروما در تامین سرمایه دماوند است؛ گفتگویی درباره اینکه چگونه می توان در یک صنعت پرریسک، بازدهی ساخت؛ بدون آنکه تمام پرتفوی را به سرنوشت همان صنعت گره زد.
پتروما در سه ماه اخیر بازدهی ۷۱.۲۷ درصدی داشته و خالص ارزش دارایی های آن نیز ۵۰ درصد افزایش یافته است. اما از نگاه مدیر صندوق، این عملکرد را نمی توان فقط به رشد سهام شیمیایی نسبت داد. بخش مهمی از داستان، به تصمیمی مربوط است که در میانه افزایش ریسک های سیستماتیک و آسیب های ناشی از جنگ گرفته شد: فاصله گرفتن از ترکیب ۱۰۰ درصد شیمیایی.
در ترکیب فعلی، حدود ۷۰ درصد پرتفوی همچنان به صنعت شیمیایی اختصاص دارد، اما ۳۰ درصد منابع در حوزه هایی خارج از این صنعت، از فلزات و طلا تا بازار اختیار معامله، قرار گرفته است. به روایت ساجد، این تغییر نشانه کنار گذاشتن شیمیایی ها نیست؛ پاسخی است به بازاری که ریسک آن دیگر فقط از قیمت جهانی، نرخ ارز یا حاشیه سود شرکت ها نمی آید.
این تصمیم البته یک هزینه هم دارد. صندوقی که بخشی از سرمایه خود را بیرون از صنعت می برد، در صورت جهش یکپارچه شیمیایی ها ممکن است از بخشی از بازدهی جا بماند. اما در مقابل، در برابر شوک های سیاسی، جنگی و عملیاتی، آسیب پذیری کمتری خواهد داشت. این همان مرزی است که مدیریت فعال را از نگهداری منفعلانه یک سبد جدا می کند.
درون صنعت شیمیایی نیز از نگاه مدیر صندوق، نمی توان همه شرکت ها را با یک معیار سنجید. برخی به دلیل حاشیه سود، تنوع محصول و اثرپذیری از نرخ ارز، ظرفیت ساخت بازدهی دارند. برخی دیگر ظاهرا جامانده اند، اما برای قضاوت درباره آنها باید دید این جاماندگی حاصل ارزندگی است یا نتیجه افت تولید، محدودیت یوتیلیتی و اختلال در عملیات. قیمت پایین، به تنهایی، سند ارزندگی نیست.
ساجد معتقد است افزایش وزن شیمیایی ها از آذرماه، در صورت کاهش ریسک های سیستماتیک، می تواند دوباره در دستور کار قرار گیرد. در این نگاه، اصلاح بازار نه به صورت خودکار فرصت است و نه به صورت خودکار علامت خروج؛ ارزش آن به این بستگی دارد که مدیر صندوق بتواند میان ترس موقت و آسیب بنیادین تمایز بگذارد.
آیا بازدهی پتروما محصول موج عمومی شیمیایی ها بوده است؟ یا نتیجه بازآرایی پرتفوی در بازاری که جنگ و نااطمینانی، قواعد تخصیص دارایی را تغییر داده اند؟