چین که در آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران با محدودکردن صادرات فرآورده‌ها و کاهش واردات نفت خام فشار بحران را مهار کرده بود، اکنون با طولانی شدن بحران هرمز با سه چالش مهم مواجه شده است.

احیای تقاضای نفت تی‌پات‌ها: سودهای سه‌رقمی صادرات گازوئیل باعث شد پکن در جولای محدودیت صادرات را لغو کند و صادرات فرآورده‌ها در سپتامبر حتی از اوج ۲۰۲۵ فراتر برود. تی‌پات‌ها یا همان پالایشگاه‌های کوچک بخش خصوصی دوباره برای تولید بیشتر تقاضای نفت را افزایش دادند. شرکت‌ها برای تأمین خوراک به بازار نفت هجوم بردند. از آنجا که بخش مهمی از نفت موردنیاز چین از خلیج فارس تأمین می‌شود، محدودیت جریان نفت از هرمز این رقابت را پرهزینه‌تر کرد و به بازگشت قیمت نفت برنت به حوالی ۱۰۰ دلار کمک کرد. هزینه حمل هر بشکه نفت از عمان به چین به حدود ۳۶ دلار رسیده؛ درحالی‌که ابتدای سال تنها ۱.۵ دلار بود. افزایش قیمت نفت و هزینه حمل، قیمت عمده‌فروشی سوخت را بالا برد، اما کنترل قیمت خرده‌فروشی در داخل چین باعث شد پالایشگاه‌ها انگیزه کمتری برای عرضه به بازار داخلی داشته باشند.

ذخایری که به کف نزدیک می‌شود: بازگشایی صادرات مشروط به حفظ ذخایر سوخت بالاتر از سطح فوریه بود؛ شرطی که شرکت‌های بزرگ را به خرید از پالایشگاه‌های مستقل «تی‌پات» سوق داد و ذخایر تی‌پات‌ها را به پایین‌ترین سطح از ۲۰۲۳ رساند.

نیاز وارداتی دوباره زیاد شد: واردات نفت چین که در دوران جنگ از ۱۲ میلیون بشکه در روز تا کف ۶ میلیون بشکه نیز رسیده بود، دوباره مسیر صعودی گرفت. اکنون چین برای تثبیت عرضه داخلی بدون برداشت بیشتر از ذخایر استراتژیک، به واردات روزانه ۹.۵ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت نیاز دارد. تداوم اختلال در هرمز، پکن را میان افزایش قیمت سوخت، پرداخت یارانه بیشتر یا برداشت از ذخایر استراتژیک قرار می‌دهد. پکن باید حدود ۲ میلیون بشکه در روز نفتی را که پیش‌تر از ایران و ونزوئلا تأمین می‌کرد، از بازار جهانی جایگزین کند. بنابراین هرچه اختلال در هرمز طولانی‌تر شود، تأمین این حجم نفت برای چین گران‌تر و دشوارتر می‌شود.