میز بانک با اجرای مهتاب رحمتعلی
سلامت بانکها تنها با «فرمها و دستورالعملهای مدیریت ریسک» تضمین نمیشود. چون مشکل اصلی همیشه این نیست که ریسک را بلد نیستیم اندازهگیری کنیم؛ مشکل از جایی شروع میشود که تصمیمگیریها شفاف نباشد یا منافع شخصی و روابط وارد مسیر وامدهی و مدیریت بانک شود. اینجاست که موضوع حاکمیت شرکتی اهمیت پیدا میکند: یعنی مجموعهای از قواعد و سازوکارها که مشخص میکند چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی نظارت میکند، چه کسی باید گزارش بدهد و اگر تصمیمی اشتباه یا خارج از چارچوب گرفته شد، چه کسی پاسخگوست. نتیجهاش هم روشن است: هرچه حاکمیت شرکتی قویتر باشد، احتمال تصمیمهای پرریسک، وامهای مسئلهدار و انحراف منابع کمتر میشود و در نهایت سلامت و ثبات بانک بیشتر حفظ میشود.
در قسمت چهارم «میز بانک» با حضور محمدصادق عبدالهی؛ کارشناس حوزه بانکداری درباره حاکمیت شرکتی در بانکداری صحبت کردیم؛ موضوعی که اگر درست طراحی و اجرا نشود، فاصله میان «مالکیت» و «مدیریت» میتواند به شکاف پاسخگویی، تصمیمهای پرریسک و در نهایت تضعیف سلامت و ثبات بانکی منجر شود.
در این گفتگو بررسی کردیم که چرا «ریسک» فقط یک موضوع فنی نیست و به رفتار و انگیزهها گره خورده است. وقتی مالک بانک (سهامدار) با مدیر بانک یکی نیست، ممکن است مدیر به جای منافع بلندمدت بانک، دنبال نتیجه کوتاهمدت باشد؛ یا حتی برعکس، برخی سهامداران بخواهند منابع بانک را به سمت افراد و شرکتهای وابسته سوق دهند. به همین دلیل، وجود لایههای نظارتی مثل نقش هیأتمدیره، حسابرس و بازرس، کمیتههای تخصصی (مثل ریسک و حسابرسی) و مهمتر از همه شفافیت و افشای اطلاعات ضروری است؛ چون اگر مردم و نهادهای ناظر ندانند منابع بانک کجا و چگونه خرج میشود، مشکلات معمولاً دیر دیده میشوند و هزینهشان چند برابر برمیشود.
بر این اساس حاکمیت شرکتی یعنی بانک باید طوری طراحی و اداره شود که تصمیمها قابل پیگیری و نظارت باشد؛ بهخصوص در موضوع حساس «تسهیلات و وامدهی». این سازوکارها کمک میکند بانک از مسیر اصلی خودش خارج نشود، تصمیمهای پرخطر و روابط محور کنترل شود و در نهایت، اعتماد عمومی و ثبات مالی آسیب نبیند.
فایل صوتی را اینجا بشنوید:
تبادل نظر