میز معدن و فولاد با اجرای زهرا مجتهد
پارادوکس بزرگ فولاد ایران
صنعت فولاد ایران، نماد قدرت صنعتی کشور و دهمین تولیدکننده بزرگ جهان، این روزها در تلهای خودساخته و تحمیلی گرفتار شده است. محسن مصطفیپور، مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران، در گفتوگو با میز معدن و فولاد «فردای اقتصاد» از صنعتی میگوید که بین رؤیای توسعه و واقعیت تلخ بقا، در حال دستوپنج نرم کردن است.
از «تولید حداکثری» تا «اقتصاد فرسایشی»
طی سالهای اخیر، صنعت فولاد ایران تحت فشار سیاستهای تکلیفمحور برای رسیدن به ظرفیت ۵۵ میلیون تن در افق ۱۴۰۴، مسیری پرشتاب را طی کرده است. با این حال، مصطفیپور معتقد است این رشد، «رشدِ کمّی» بوده و با «اقتصاد تولید» همراه نشده است. او میگوید: «ظرفیتهای تولیدی ما گسترش یافته، اما اقتصادِ تولید فرسوده شده است».
به گفته مدیرعامل فولاد آلیاژی، متغیرهای متعددی نظیر تحریمهای ناجوانمردانه، نوسان در سیاستهای صادراتی، هزینههای مالی سرسامآور و اختلال در زنجیره تأمین، جریان نقدینگی شرکتها را بهشدت محدود کرده است. در این شرایط، سودهایی که در صورتهای مالی شرکتها شناسایی میشود، لزوماً «سود باکیفیت» نیست؛ سودی که بتواند چرخهای اجرایی و توسعهای سازمان را به گردش درآورد، بلکه سودی است که درگیر هزینههای مالی گران و مطالبات معوق میشود.
پارادوکس سود و توسعه
یکی از نقدهای صریح مصطفیپور به ساختار فعلی، پارادوکس توزیع سود است. شرکتها در شرایطی که با کمبود نقدینگی و نرخ بهره بسیار بالای بانکی دستبهگریباناند، همچنان به توزیع سود بین سهامداران ملزم هستند و همزمان انتظار میرود طرحهای توسعهای را نیز پیش ببرند. او با صراحت تأکید میکند: «جایی که بهره بانکی اینقدر بالاست، کسی انگیزه فعالیت در حوزه تولید را ندارد.» این تناقض باعث شده تا پروژههای توسعهای، نهتنها به پیشران صنعت تبدیل نشوند، بلکه به باری بر دوش نقدینگی شرکتها بدل شوند.
انرژی: مساله «پایداری» است، نه فقط قیمت
بسیاری تصور میکنند چالش اصلی فولادسازان با وزارت نیرو، سر قیمت انرژی است؛ اما مصطفیپور تصریح میکند که درد اصلی، «ناپایداری» است. او میگوید: «امروز مجموعههای تولیدی، قیمتهای بسیار بالاتر از نرخ پایه را میپذیرند تا انرژیشان پایدار بماند، اما باز هم با بحران مواجه میشوند.»
از نگاه او، خاموش شدن یک واحد فولادی فقط توقف تولید نیست؛ بلکه زنجیرهای از آسیبها شامل استهلاک تجهیزات، از دست دادن بازارهای داخلی و خارجی، ریزش انگیزه نیروی انسانی و افزایش هزینههای سربار است. او با گلایه از هجمههایی که صنعت فولاد را مصرفکننده «آب و برق رایگان» معرفی میکند، یادآور شد که فولادسازان خود با سرمایهگذاریهای سنگین، در حال ساخت نیروگاه و زیرساختهای انتقال آب و جاده هستند تا بر این چالشها غلبه کنند.
طرح جامع فولاد؛ از کتاب مرجع تا انبار بایگانی
مصطفیپور در تحلیل ریشههای عدمتوازن در زنجیره، به «طرح جامع فولاد» اشاره میکند که روزگاری نقشه راه متخصصان بود، اما بهتدریج از حیز انتفاع خارج شد. صدور مجوزهای پراکنده برای واحدهایی که جایگاهشان در زنجیره مشخص نبود، باعث شده توازن بین استخراج سنگآهن، تولید آهن اسفنجی، ذوب و نورد برهم بخورد. او معتقد است برخی حلقههای زنجیره، مقطعی سودهای کلان بردند و حلقههای دیگر نادیده گرفته شدند؛ وضعیتی که امروز با کاهش حاشیه سودها، خود را به شکل یک بحران ساختاری نشان میدهد.
نسخهای برای نجات: بازتنظیم زنجیره
مدیرعامل فولاد آلیاژی ایران برای برونرفت از این وضعیت، بر سه اقدام فوری تأکید دارد:
۱. اصلاح نظام تأمین مالی: برای کاهش فشار هزینه پول بر تولید.
۲. ایجاد ثبات در انرژی: توافق بر سر یک گفتمان مشترک و شفاف بین وزارت نیرو و صنعت فولاد برای جلوگیری از تقابلهای فصلی.
۳. بازتعریف زنجیره فولاد: توقف طرحهای توسعهایِ غیراقتصادی و تمرکز بر «بهرهوری» و «تولید کیفی».
او تأکید میکند: «امروز باید کیفیت را بر کمیت ترجیح دهیم. دنیا با استانداردهای سختگیرانه محیطزیستی و تعرفههای کربنی به سمت فولاد سبز میرود؛ ما نمیتوانیم با روشهای بودجهریزی و تولیدِ دهه قبل، در رقابت جهانی باقی بمانیم.»
ضرورت گفتمان همدلانه
مصطفیپور در پایانِ این گفتگو، بار دیگر بر استراتژیک بودن صنعت فولاد تأکید کرد و از پیشنهاد برگزاری میزگردی تخصصی با حضور سیاستگذاران حوزه پولی، بانکی، انرژی و فعالان صنعت استقبال کرد. از نظر او، تا زمانی که سیاستگذار و تولیدکننده به یک «تفسیر واحد» از شرایط نرسند، این چالشها همچنان در دورههای پیک مصرف و نوسانات اقتصادی، سر باز خواهند کرد.
فولاد ایران نه یک صنعت ورشکسته، بلکه غولی است که برای عبور از دوران گذار، بیش از هر چیز به اصلاح مدل اقتصادی، درک واقعبینانه از هزینههای تولید و یک «گفتمان همدلانه» نیاز دارد تا دوباره بتواند موتور محرک اقتصاد ملی باشد.
فایل صوتی را اینجا بشنوید:
تبادل نظر