میز معدن و فولاد با اجرای زهرا مجتهد
صنعت فولاد ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از چالشها از ناترازی انرژی و محدودیت زیرساختها تا افزایش هزینههای تولید و اختلال در زنجیره تامین روبهرو بوده است؛ مسائلی که همزمان بر عرضه، قیمت و چشمانداز این صنعت اثر گذاشتهاند. رخدادهای اخیر و آسیب به برخی واحدهای بزرگ فولادی نیز بار دیگر توجهها را به میزان تابآوری این صنعت و نحوه سیاستگذاری در آن جلب کرده است. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند این اتفاقات تنها یک اختلال کوتاهمدت نیست، بلکه فرصتی است برای بازنگری در ساختار، مدل کسبوکار و جهتگیری آینده صنعت فولاد کشور.
در همین چارچوب، مهرداد صابری، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، معتقد است آسیبهای اخیر به واحدهای فولادی هرچند در ظاهر مقطعی است، اما ضعفهای ساختاری صنعت فولاد ایران را آشکار کرده است؛ صنعتی که سالها بر پایه انرژی ارزان، جانمایی نامناسب، حملونقل پرهزینه و تولید کمارزش رشد کرده و اکنون ناچار به بازنگری جدی در مدل کسبوکار خود است.
آسیب مقطعی، مساله ساختاری
آسیبهای واردشده به برخی واحدهای مهم فولادی کشور، از جمله فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، بار دیگر موضوع تابآوری صنعت فولاد ایران را در کانون توجه قرار داده است. مهرداد صابری، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، در گفتوگویی با برنامه «میز معدن و فولاد» تاکید کرد که اگرچه بخشهایی از این آسیبها با بازسازی و جایگزینی تجهیزات قابل جبران است، اما اهمیت اصلی این رخداد در آشکار کردن ایرادهای عمیقتر صنعت فولاد کشور است.
به گفته او، فولاد مبارکه در بخشی از نیروگاهها و فولادسازی خود و فولاد خوزستان نیز در بخشهایی از فولادسازی و تجهیزات مرتبط دچار آسیب شدهاند. با این حال، هر دو شرکت تا حدی توانستهاند بخشی از ظرفیتهای آسیبدیده را بازیابی کنند. صابری معتقد است اصل آسیبها از نظر فنی ممکن است در بازهای چندماهه تا چندساله ترمیم شود، اما پرسش مهمتر این است که صنعت فولاد ایران پس از این رخدادها باید با چه نگاهی ادامه مسیر دهد.
او هشدار داد که نباید مشکلات فعلی فولاد را صرفاً به حوادث اخیر نسبت داد. به باور صابری، حتی اگر این رخدادها نیز اتفاق نمیافتاد، بسیاری از واحدهای فولادی و صنایع پاییندستی با مشکلات جدی مواجه بودند و مسیر گذشته دیر یا زود به بحران منتهی میشد.
بیماری مزمن بهرهوری پایین
صابری مهمترین بیماری صنعت فولاد را بهرهوری پایین دانست. به گفته او، بخش بزرگی از واحدهای فعال در زنجیره فولاد بر پایه مدلهایی شکل گرفتهاند که در شرایط رقابتی عادی توان بقا ندارند. وی تاکید کرد: صنعت فولاد ایران در مصرف انرژی، آب و حملونقل نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه بهرهوری پایینی دارد.
این عضو هیات نمایندگان اتاق تهران توضیح داد که شدت مصرف انرژی در تولید هر کیلوگرم کالا یا هر واحد ارزش افزوده در ایران بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی و حتی کشورهای اطراف مانند ترکیه، عربستان، عمان و امارات است. از نگاه او، انرژی ارزان باعث شده است تولیدکنندگان انگیزه کافی برای اصلاح فرآیند، کاهش مصرف و افزایش بهرهوری نداشته باشند.
صابری گفت: در برخی مسیرهای تولید، مواد اولیه و محصولات میانی باید هزاران کیلومتر در کشور جابهجا شوند تا نهایتاً به محصول نهایی تبدیل شوند. به گفته او، در بعضی موارد سنگآهن از شرق کشور ، سپس به جنوب میرود، بعد به اصفهان بازمیگردد و محصول نهایی دوباره برای مصرف در کشور توزیع میشود. وی این الگو را نشانهای از مدل کسبوکاری دانست که تنها با سوخت و انرژی ارزان قابل دوام است.
جانمایی غلط و هزینههای پنهان
به اعتقاد صابری، پراکندگی واحدهای فولادی در کشور فاقد منطق اقتصادی، زیستمحیطی و صادراتی است. وی گفت: اگر نقشه پراکندگی واحدهای فولادی ایران به یک کارشناس بیطرف نشان داده شود، پرسش جدی این خواهد بود که چرا بسیاری از این واحدها در مناطقی ساخته شدهاند که نه دسترسی مناسب به آب دارند، نه به بنادر نزدیکاند، نه به بازار صادراتی متصلاند و نه از نظر حملونقل مزیت دارند.
او افزود: ایران بخش بزرگی از صنایع انرژیبر خود را در مناطقی مستقر کرده که فاصله زیادی از بنادر و آبهای آزاد دارند. به باور او، صنایع فولادی بهویژه بخشهای انرژیبر، باید در نزدیکی بنادر، آبهای آزاد و مسیرهای صادراتی متمرکز میشدند، نه در نقاطی که برای ادامه فعالیت خود نیازمند شبکه گسترده انتقال انرژی، آب و حملونقل یارانهای هستند.
صابری ریشه این وضعیت را در نظام قیمتگذاری انرژی دانست. به گفته او، انرژی ارزان در عمل موجب شده سرمایهگذاری به سمت صنایعی حرکت کند که بیشترین مصرف منابع را دارند، زیرا رانت بیشتری در این بخشها نهفته است. نتیجه این سیاست، گسترش واحدهایی بوده که بدون یارانههای پنهان، توان رقابت ندارند.
فولاد ارزان، واردات گران
یکی از محورهای اصلی سخنان صابری، شکاف میان ارزش محصولات صادراتی و وارداتی در زنجیره فولاد بود. او گفت: ایران منابع عظیمی از انرژی، آب، حملونقل و سرمایه را مصرف میکند تا محصولاتی تولید کند که گاه متوسط ارزش صادراتی آنها حدود ۳۵۰ دلار در هر تن است؛ درحالیکه محصولات وارداتی مرتبط با همین زنجیره با قیمتهایی بسیار بالاتر و گاه حدود ۱۵۰۰ دلار در هر تن وارد کشور میشوند.
به گفته او، این روند به معنای آن است که کشور منابع ملی خود را مصرف و آلودگی و هزینههای محیطزیستی را تحمل میکند، اما در نهایت کالایی کمارزش صادر میکند و کالایی گرانتر و با ارزش افزوده بالاتر وارد میکند. صابری این مدل را مصداق هدررفت منابع دانست و تاکید کرد: ادامه آن دیگر ممکن نیست.
او معتقد است مزیت آینده فولاد ایران نه در توسعه بیشتر ظرفیتهای خام و نیمهخام، بلکه در حرکت به سمت محصولات پاییندست، ورقهای خاص، ورق خودرو، ورق لوازم خانگی، لوله و پروفیل و دیگر محصولات با ارزش افزوده بالاتر است.
پاییندست؛ مسیر تازه فولاد
صابری تاکید کرد: هرچه زنجیره فولاد از بالادست به پاییندست حرکت میکند، شدت مصرف انرژی کاهش مییابد و ارزش افزوده افزایش پیدا میکند. به گفته او، تولید برخی محصولات پاییندستی با مصرف محدود برق، آب و گاز امکانپذیر است، اما میتواند محصولاتی با ارزش چندبرابر تولید کند.
او با اشاره به نیاز صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و ساختوساز به ورقهای تخصصی گفت: بخش مهمی از این نیازها همچنان از مسیر واردات تامین میشود. به باور او، ایران ظرفیت آن را دارد که به جای صادرات محصولات کمارزش، به سمت تولید کالاهایی با ارزش دو هزار دلار در هر تن حرکت کند.
صابری این بخش را از نظر اشتغالزایی نیز مهم دانست. او گفت: برخلاف برخی واحدهای بزرگ و کاملاً اتوماتیک که با نیروی انسانی محدود فعالیت میکنند، صنایع پاییندستی میتوانند اشتغال گستردهتر و باکیفیتتری ایجاد کنند.
اصلاح انرژی یا خاموشی صنعت
عضو هیات نمایندگان اتاق تهران راهحل اصلی را اصلاح قیمت انرژی و واقعیتر شدن هزینه مصرف دانست. وی گفت: کشور بر سر یک دوراهی قرار گرفته است؛ یا باید قیمت حاملهای انرژی و الگوی مصرف اصلاح شود، یا باید با خاموشی صنایع، کمبود سوخت، افت تولید و شکلگیری صفهای طولانی کنار آمد.
صابری تاکید کرد: اصلاح قیمت انرژی به معنای رها کردن صنعت نیست، بلکه میتواند صنعت را وادار کند به سمت بهرهوری، هوشمندسازی، اتوماسیون و استفاده از فناوریهای نو مانند هوش مصنوعی حرکت کند. به گفته او، حتی بهبود پنجدرصدی در مصرف انرژی برخی شرکتهای بزرگ فولادی میتواند صرفهجویی مالی قابلتوجهی ایجاد کند.
وی در جمعبندی گفت: رخدادهای اخیر میتواند به یک بزنگاه تاریخی برای بازنگری در صنعت فولاد تبدیل شود؛ بزنگاهی که در آن سیاستگذار باید تصمیم بگیرد آیا میخواهد مسیر مصرف ارزان منابع و تولید کمارزش ادامه یابد، یا صنعتی رقابتی، بهرهور و مبتنی بر ارزش افزوده شکل بگیرد.
تبادل نظر