۱-پایان جنگ با گشایش اقتصادی (دوره برجامی)
الف-سال ۱۳۹۳: کاهش شدید انتظارات تورمی با ایجاد امید به رفع تحریمها در شرایطی که اقتصاد با نرخهای بهره به شدت بالا دست و پنجه نرم میکرد و بازار جهانی با سقوط قیمت شدیدی مواجه شد به طور دستهجمعی همه بازارها را وارد رکود کرد و سود سپرده یا درآمد ثابت بهترین عملکرد را داشت.
ب-سال ۱۳۹۴: امضای برجام به کاهش انتظارات تورمی یک عنصر دیگر افزود و آن هم امید به رشد اقتصادی بود. در شرایطی که هنوز نرخهای بهره به شدت بالا بود، بازار سهام توانست با تقویت فضای ریسکپذیری در سرمایهگذاری پیشتاز داراییها شود.
۲-پایان جنگ بدون گشایش اقتصادی
الف-سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹: خروج ترامپ از برجام در سال ۹۷، فنر ارز را پرتاب کرد و فاز تورمی در سالهای ۹۸ و ۹۹ همه بازارها را وارد یک رالی عجیب کرد. در این میان، کرونا با کاهش شدید نرخهای بهره باعث شد این رالی شتاب بیشتری بگیرد.
ب-سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱: این دوره گرچه تورم افسارگسیخته باقی ماند، اما دو اقدام منجر شد رالی دستهجمعی بازارها به رشد بازارهای سفتهبازی (ارز، طلا و مسکن) به جای بازارهای مولد (بورس) صورت گیرد. اول، شدت گرفتن نگاه دستوری و ارز چندنرخی در اقتصاد و دوم، انقباض بیشتر در سیاست پولی بانک مرکزی.
۳-جنگ دوباره
سال ۱۴۰۴: دو جنگ در یک سال کافی بود تا پناهگاه چندهزارساله سرمایهگذاران، یعنی طلا پیشتاز شود.
اکنون چه میشود؟ بسته به سناریوی سیاسی میتواند اقتصاد و بازارها شبیه یکی یا ترکیبی از دورههای یادشده باشد. پایان جنگ با گشایش اقتصادی میتواند با کاهش شدید انتظارات تورمی اگر نرخهای بهره بالا بماند فضایی شبیه ۹۳ ایجاد کند، اما اگر مطابق انتظاری که از تیم اقتصادی دولت و بانک مرکزی میرود نرخها متعادل شوند، فضایی شبیه سال ۹۴ محتملتر است. در سناریوی پایان جنگ بدون گشایش نیز به دلیل نگاه اقتصاد بازاری در سیاستگذار اقتصادی که تمایلی به ارز چندنرخی و رانتپاشی ندارد، سناریوی سالهای ۹۸ و ۹۹ بیش از تکرار تجربه ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ است.
تبادل نظر