هرچه ریسک بالاتر، بازدهی بیشتر؛ ایدهای در مالی کلاسیک که مالی رفتاری به چالش کشید. مالی سنتی معتقد است ریسک و بازده تعیینکننده ارزش داراییها و وضعیت بازارها هستند، اما راب آرنوت و ادوارد مککوئری سال گذشته در مقالهای این ایده را زیر سوال بردند.
معمای صرف ریسک (Risk Premium Puzzle): اگر در سهام سرمایهگذاری کنید ریسک بالاتری برداشتید، پس باید بازدهی بهتری از بازار «بدون ریسک» اوراق قرضه بگیرید. گرچه در بسیاری از موارد این مساله تایید شده، اما تحقیقهای دقیقتر آرنوت و مککوئری نشان داد در قرن نوزدهم و بیستم میلادی، بسیاری از مواقع وجود دارد که دارندگان سهام در مقایسه با دارندگان اوراق قرضه، بازدهی مثبتتری حتی با نگاه بلندمدت نگرفتهاند. این وضعیت در بازارهای خارج از آمریکا پرتکرارتر نیز است. معمایی که نشان میدهد مبنای تئوری ارزشگذاری داراییها بر اساس ریسک ضعیف است.
گریز از فرصت؛ دروغ مالی کلاسیک: دو پژوهشگر ریشه مساله را یک فرض خلاف واقعیت در مالی سنتی میدانند. فرض میشود انسان از ریسک رو به بالا یا فرصت همانقدر حذر میکند که از ریسک رو به پایین یا تهدید. اصلی که کاملا با طبیعت انسان ناسازگار است. بشر به طور غریزی از ریسک رو به بالا حذر نمیکند و اتفاقا سراسیمه برای جا نماندن از فرصتها میتازد.
بزرگترین ترسهای بشر: انسانها از دو چیز میترسند، ترس از زیان (Fear of Loss) و ترس به دست نیاوردن بازدهی یا ترس از جاماندگی (Fear of Missing Out). اولی را فول (FOL) و دومی را فومو (FOMO) مینامند. به اعتقاد پژوهشگران، فومو به اندازه فول قدرتمند است. به طوری که حتی چارلی مانگر، شریک اسطورهای وارن بافت میگوید «جهان با طمع حرکت نمیکند؛ بلکه حسادت پیشران بشر است».
دارایی بدون ریسک شاید، اما بدون ترس نداریم: آرنوت و مککوئری میگویند بر این اساس هر دارایی «ترس» دارد، حتی اگر «بدون ریسک» باشد. ترس جاماندگی توضیحدهنده بازدهیهای عجیب یا همان چولگی (skew) در نمودارهای بازدهی است. ترس از زیان هم معیار اندازهگیری احتمال منفی شدن بازدهی بازارهاست که در منحنی احتمالات آن را با نیمواریانس میشناسیم.
تبادل نظر