جایی که فولاد مبارکه اصفهان نهتنها صدرنشین گروه فلزات آهنی شد، بلکه با کسب رتبه سوم در شاخصهای ارزش افزوده، اشتغالزایی و سودآوری، جایگاه خود را بهعنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد کشور تثبیت کرد.
این عملکرد در شرایطی رقم خورده که بخش بزرگی از صنعت فولاد ایران زیر فشار ناترازی انرژی، قیمتگذاری دستوری و محدودیتهای تامین مالی قرار دارد؛ عواملی که حاشیه سود و توان سرمایهگذاری بسیاری از تولیدکنندگان را تضعیف کرده است. ثبت فروشی بالغ بر ۳۵۲ هزار میلیارد تومان و اشتغال مستقیم بیش از ۴۵ هزار نفر، فولاد مبارکه را به استثنایی قابل توجه در میان همصنفیهایش تبدیل کرده است.
رتبهبندی بهمثابه شاخص سلامت بنگاه
رتبهبندی IMI-100 که توسط سازمان مدیریت صنعتی انجام میشود، فراتر از یک فهرست تشریفاتی است. شاخصهایی مانند ارزش افزوده و سودآوری، نشان میدهد کدام بنگاهها توانستهاند در محیطی با تورم مزمن، تحریم و مداخلههای سیاستی، همچنان خلق ثروت کنند. جایگاه فولاد مبارکه در این شاخصها، بیش از آنکه حاصل شرایط مساعد محیطی باشد، بازتاب مدیریت بهرهور، یکپارچگی زنجیره تولید و تصمیمهای پیشدستانه سرمایهگذاری است.
یک برنده در میان غایبان
با این حال، موفقیت فولاد مبارکه یک پرسش کلیدی را برجسته میکند: چرا در میان شرکتهای بالای جدول IMI-100، نمایندگان صنعت فولاد محدود و پراکندهاند؟ صنعتی که ایران را در زمره تولیدکنندگان بزرگ فولاد جهان قرار داده، چرا تنها یک بازیگر شاخص در جمع برترینها دارد؟
پاسخ را باید در سه گلوگاه ساختاری جستوجو کرد:
- ناترازی انرژی: قطعی و محدودیت گاز و برق، تولید پایدار فولادسازان را مختل کرده است. فولاد مبارکه برای کاهش این ریسک، به سرمایهگذاری در نیروگاههای سیکل ترکیبی، تجدیدپذیر و حتی میادین گازی روی آورده؛ مسیری که برای بسیاری از رقبا پرهزینه یا دستنیافتنی است.
- قیمتگذاری دستوری در بازار داخلی: الزام به فروش فولاد با قیمتهای پایینتر از سطوح جهانی، حاشیه سود شرکتها را محدود و منابع لازم برای نوسازی و توسعه را تحلیل برده است؛ در حالی که صادرات نیز با محدودیتها و عوارض همراه است.
- محدودیتهای تامین مالی و فناوری: تحریمها دسترسی به سرمایه ارزی و فناوری روز را دشوار کرده و تنها بنگاههایی با مقیاس بزرگ و تنوع درآمدی توان عبور از این موانع را دارند.
موفقیتی که هشدار میدهد
درخشش فولاد مبارکه در IMI-100 بیش از آنکه نشانه سلامت صنعت فولاد باشد، نمایانگر شکاف عمیق میان یک بنگاه پیشرو و بدنه تحت فشار صنعت است. حتی این شرکت نیز از ریسکهای انرژی و سیاستگذاری مصون نیست، اما توانسته با ادغام عمودی، خودتأمینی و تمرکز بر بهرهوری، اثر این ریسکها را مدیریت کند.
پیام ضمنی این رتبهبندی برای سیاستگذاران روشن است: اقتصاد ایران نمیتواند بر چند بنگاه استثنایی تکیه کند. بدون اصلاح ساختاری در بازار انرژی، بازنگری در سیاستهای قیمتگذاری و تسهیل سرمایهگذاری، فاصله میان برندگان و بازندگان صنعتی عمیقتر خواهد شد. درخشش فولاد مبارکه، بیش از یک موفقیت شرکتی، هشداری درباره آینده یکی از مهمترین صنایع کشور است.
تبادل نظر