افزایش ۶۶ درصدی نرخ گاز، بهویژه برای صنایعی که وابسته به این منبع انرژی حیاتی هستند، آثار قابل توجهی بر اقتصاد و رقابتپذیری صنایع ایران خواهد داشت. این افزایش هزینهها نه تنها تولید را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه میتواند بهطور کلی بر روند رشد و آینده اقتصادی کشور نیز تهدید بزرگی ایجاد کند.
در حالی که ایران بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی در جهان شناخته میشود، صنایع کشور بهویژه صنایع انرژیبر مانند پتروشیمی، سیمان، فولاد و سایر صنایع وابسته به گاز، با چالشهای جدی در تأمین انرژی مورد نیاز خود روبهرو هستند. افزایش ۶۶ درصدی قیمت گاز که از ابتدای بهمنماه ۱۴۰۴ اعمال شده است، میتواند بهطور مستقیم بر هزینههای تولید و توان رقابتپذیری این صنایع تاثیر بگذارد و در نهایت به ضرر اقتصاد کشور تمام شود.
صنایع انرژیبر که بهطور مستقیم به گاز طبیعی برای فرآیندهای تولیدی خود نیاز دارند، بیشترین آسیب را از افزایش قیمت گاز خواهند دید. طبق آمارهای رسمی، صنعت فولاد تنها ۵ درصد از مصرف گاز کشور را به خود اختصاص میدهد، اما این صنعت بهطور مستقیم در تأمین بیش از ۲۱ درصد از درآمد داخلی فروش گاز کشور نقش دارد. این نشاندهنده اهمیت این صنعت در اقتصاد کشور است.
صنایع دیگری مانند پتروشیمی، سیمان، کاشی و سرامیک، صنایع غذایی و بسیاری دیگر نیز به گاز برای فرآیند تولید خود وابسته هستند. افزایش قیمت گاز میتواند هزینههای تولید این صنایع را بهطور قابل توجهی افزایش دهد، چرا که بسیاری از این واحدها بهویژه در فرآیندهای اصلی خود مانند پخت و تولید، به گاز طبیعی نیاز دارند.
این افزایش هزینهها میتواند باعث افزایش قیمت محصولات نهایی این صنایع شود. در شرایطی که تولیدکنندگان نمیتوانند قیمت محصولات خود را بهطور همزمان با افزایش هزینهها بالا ببرند، فشار اقتصادی بر آنها دوچندان خواهد شد. این موضوع بهویژه برای واحدهای کوچک و متوسط که قدرت انعطافپذیری کمتری دارند، به بحرانهایی جدی منجر خواهد شد.
ناتوانی در تأمین گاز نه تنها بر تولید مستقیم تاثیر میگذارد، بلکه تأثیرات غیرمستقیم و جانبی زیادی نیز خواهد داشت. بسیاری از صنایع انرژیبر در ایران در کنار گاز، به برق نیز نیاز دارند و بهطور معمول گاز بهعنوان سوخت اصلی برای تولید برق در کشور استفاده میشود. در صورتی که فشار بر تأمین گاز افزایش یابد، احتمالاً تأمین برق نیز با مشکلاتی روبهرو خواهد شد. این موضوع بهویژه برای صنایع حساس مانند پتروشیمی و صنایع معدنی که از هر دو منبع انرژی برای ادامه فرآیندهای تولید خود استفاده میکنند، بحرانیتر خواهد شد.
در واقع، ناتوانی در تأمین گاز میتواند به ناتوانی در تأمین برق منجر شود، که در نهایت باعث کاهش بهرهوری در صنایع مختلف خواهد شد. این کاهش بهرهوری بهطور مستقیم میتواند منجر به افزایش هزینهها و کاهش تولید در بسیاری از صنایع گردد.
از آنجایی که گاز طبیعی یکی از اصلیترین منابع انرژی در صنایع ایران بهشمار میرود، افزایش قیمت گاز بهطور مستقیم باعث افزایش هزینههای تولید در بسیاری از صنایع خواهد شد. این افزایش هزینهها برای صنایعی که به گاز بهعنوان خوراک یا سوخت برای فرآیندهای اصلی خود نیاز دارند، فشار مضاعفی خواهد بود.
در برخی از صنایع مانند صنعت سیمان، پتروشیمی، و صنایع شیمیایی، این افزایش هزینهها بهطور مستقیم بر قیمت محصولات نهایی اثر خواهد گذاشت. با افزایش قیمت محصولات نهایی، امکان کاهش تقاضا در بازار داخلی و خارجی وجود دارد، چرا که مصرفکنندگان قادر به پرداخت قیمتهای بالاتر نخواهند بود.
این امر در نهایت به رکود اقتصادی و کاهش تقاضا در بازار داخلی منجر میشود. همچنین، کاهش توان رقابتی محصولات ایرانی در بازارهای جهانی میتواند به کاهش صادرات و از دست دادن بازارهای بینالمللی منجر شود.
افزایش قیمت گاز نه تنها بر هزینههای تولید تأثیر میگذارد، بلکه اثرات منفی زیادی بر اشتغال و رشد اقتصادی نیز خواهد داشت. بسیاری از صنایع بزرگ و کوچک در ایران بهشدت به انرژی ارزان قیمت وابسته هستند و بهویژه صنایع کوچک که دارای منابع محدودتری هستند، آسیب بیشتری از افزایش قیمت گاز خواهند دید.
با افزایش هزینههای تولید و کاهش توان رقابتی، بسیاری از واحدهای تولیدی ممکن است مجبور به کاهش تولید یا حتی تعطیلی شوند. این تعطیلیها نه تنها باعث از دست رفتن اشتغال در این واحدها خواهد شد، بلکه تأثیرات جانبی دیگری نیز بر اشتغال در صنایع وابسته به این واحدها خواهد گذاشت.
در بلندمدت، کاهش ظرفیت تولید و کاهش اشتغال در صنایع مختلف میتواند به کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری در کشور منجر شود. این امر باعث کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان و تقاضا در بازار داخلی خواهد شد و روند رکود اقتصادی را تشدید میکند.
برای مقابله با بحران افزایش قیمت گاز و جلوگیری از تاثیرات منفی آن بر صنایع مختلف، ضروری است که سیاستهای حمایتی جدید برای تأمین انرژی صنایع در نظر گرفته شود. یکی از این سیاستها میتواند سرمایهگذاریهای جدید در حوزه تولید انرژی داخلی باشد. بهویژه شرکتهای صنعتی و معدنی میتوانند در زمینه تولید انرژی از منابعی مانند آب، برق و گاز سرمایهگذاری کنند و این سرمایهگذاریها را بهعنوان اعتبار مالیاتی برای کاهش فشار اقتصادی خود استفاده نمایند.
علاوه بر این، دولت باید سیاستهای قیمتگذاری گاز را اصلاح کرده و سقف قیمت مناسبی برای گاز مصرفی در صنایع کلیدی تعیین کند. این اقدام میتواند از افزایش ناگهانی هزینهها جلوگیری کرده و به تولیدکنندگان کمک کند تا بتوانند تولید خود را بدون فشارهای مالی ادامه دهند.
در مجموع، افزایش ۶۶ درصدی قیمت گاز، تأثیرات عمیقی بر صنایع مختلف ایران خواهد داشت. این تغییرات نه تنها هزینههای تولید را افزایش میدهد، بلکه میتواند به کاهش رقابتپذیری ایران در بازارهای جهانی، کاهش اشتغال و رکود اقتصادی در بخشهای مختلف منجر شود. برای جلوگیری از بروز بحرانهای بیشتر، اصلاح سیاستهای انرژی و حمایت از صنایع داخلی ضروری است.
در نهایت، این بحران انرژی اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش رشد اقتصادی و افت جایگاه ایران در عرصههای صنعتی و صادراتی منجر شود. بنابراین، اصلاح سیاستهای انرژی و ایجاد راهکارهای مناسب برای تأمین انرژی در صنایع کشور، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۳
تبادل نظر