◽آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر شوک انرژی قویتر شده است اما هنوز یک پاشنه آشیل جدی دارد: بنزین.
◽اکونومیست در گزارشی از اصطلاح «آمریکای سعودی» استفاده کرده؛ یعنی کشوری که از واردکننده بزرگ انرژی، به یک قدرت صادرکننده نفت و گاز تبدیل شده است.
◽در شوک نفتی ۱۹۷۳، آمریکا حدود ۶۰ درصد نیاز انرژی خود را از خاورمیانه تأمین میکرد. در دهههای بعد نیز واردات نفت و گاز این کشور بالا باقی ماند. اما از حوالی سال ۲۰۱۰، همهچیز تغییر کرد. با آغاز انقلاب شیل، آمریکا از واردکننده به صادرکننده انرژی تبدیل شد. تولید نفت این کشور از حدود ۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱، امروز به نزدیک ۱۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. همین موضوع باعث شد با شروع جنگ، سهام شرکتهای انرژی آمریکا رشد کند؛ در حالی که بسیاری از بخشهای دیگر بازار تحت فشار بودند. این نقطه قوت آمریکاست. وقتی قیمت نفت بالا میرود، شرکتهای انرژی آمریکا هم منتفع میشوند.
◽ماجرا اینجا تمام نمیشود. در بخش گاز نیز آمریکا نسبتاً در موقعیت امنی قرار دارد. در حالی که قیمت LNG در آسیا و شاخص گاز اروپا جهش کرده، قیمت گاز داخلی آمریکا تغییر محسوسی نداشته است. یعنی در نفت و گاز، آمریکا کمتر از گذشته آسیبپذیر است.
◽اما نقطه ضعف واقعی کجاست؟ قیمت بنزین در جایگاههای سوخت. قیمت بنزین در آمریکا با شروع جنگ ایران به بالای ۴ دلار به ازای هر گالن رسید؛ عددی که هم برای مصرفکننده مهم است، هم برای سیاستمداران. تجربه نشان میدهد هر زمان بنزین از محدوده ۳.۵ دلار عبور میکند، حساسیت رسانهها و افکار عمومی بهشدت افزایش مییابد.
◽این همان پاشنه آشیل دونالد ترامپ است. چون حتی اگر آمریکا از رشد قیمت نفت سود ببرد، رأیدهنده آمریکایی در نهایت قیمت بنزین را میبیند، نه سود شرکتهای نفتی را. آیا ترامپ میتواند از شوک انرژی عبور کند، اگر بنزین همچنان گران بماند؟
تبادل نظر