۱۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰

میز معدن و فولاد با اجرای زهرا مجتهد

گلوگاه‌های سرمایه‌گذاری، انرژی و فناوری، زنجیره ارزش مس ایران را در نقطه‌ای حساس قرار داده است.

مس از جمله فلزاتی است که در حال بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد جهانی است. توسعه خودروهای برقی، مراکز داده، هوش مصنوعی، شبکه‌های انتقال برق و فناوری‌های ذخیره‌سازی انرژی، تقاضا برای این فلز را در سال‌های آینده افزایش خواهد داد. با این حال، پرسش اصلی برای ایران این است که آیا برخورداری از ذخایر غنی مس می‌تواند به‌تنهایی مزیت اقتصادی و رقابتی ایجاد کند؟

پاسخ مطرح‌شده در برنامه «میز معدن و فولاد» منفی است. ابوالفضل صالح‌آبادی،  عضو کمیسیون صنایع و معادن اتاق بازرگانی ایران، معتقد است مزیت معدنی تنها زمانی به ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود که در قالب پروژه‌های اقتصادی، زنجیره تأمین، زیرساخت، فناوری و بازار تعریف شود.

 صالح‌آبادی، در برنامه «میز معدن و فولاد» با بررسی اقتصاد زنجیره مس گفت: ایران با وجود برخورداری از ذخایر قابل توجه مس و نیروی انسانی متخصص، هنوز از «منبع‌محوری» به «اقتصادمحوری» عبور نکرده است. به گفته او، توسعه این صنعت به ثبات مقررات، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، امنیت انرژی و حرکت به سمت صنایع پایین‌دستی و فناوری‌های نوین نیاز دارد.

ذخیره بزرگ، اقتصاد کوچک

ایران از نظر ذخایر مس در میان کشورهای مهم جهان قرار دارد و در کمربند متالوژنی آلپ-هیمالیا واقع شده است. همین موقعیت، ظرفیت تبدیل شدن کشور به یکی از بازیگران منطقه‌ای مس را فراهم می‌کند. اما به گفته صالح‌آبادی، منابع به‌تنهایی تولید ناخالص داخلی ایجاد نمی‌کنند.

او با اشاره به تفاوت میان «مزیت‌شماری» و «مزیت رقابتی» گفت: ایران تاکنون بیشتر بر این موضوع تأکید کرده که چه میزان ذخیره در اختیار دارد؛ در حالی که مزیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که پروژه‌های اقتصادی در سراسر زنجیره مس تعریف شوند و کشور بتواند در رقابت منطقه‌ای و جهانی سهم بازار به دست آورد.

از این منظر، داشتن ذخایر مس یک نقطه شروع است، نه نتیجه نهایی. تبدیل این ذخایر به ثروت، به سرمایه‌گذاری بلندمدت، زیرساخت مناسب، فناوری و دسترسی به بازار نیاز دارد.

سرمایه‌گذاری بلندمدت در سایه مقررات کوتاه‌مدت

یکی از مهم‌ترین موانع توسعه زنجیره مس، نبود تناسب میان افق زمانی پروژه‌ها و سرعت تغییرات در سیاست‌گذاری اقتصادی است. پروژه‌های معدنی و صنایع وابسته معمولاً به سرمایه‌گذاری ۱۵ تا ۳۰ ساله نیاز دارند، اما متغیرهایی مانند حقوق دولتی، عوارض صادراتی، نرخ ارز و مقررات تجاری ممکن است در فاصله‌های کوتاه تغییر کنند.

صالح‌آبادی معتقد است این ناهماهنگی، ریسک سرمایه‌گذاری را افزایش داده و اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش می‌دهد. ابزارهای داخلی تأمین مالی، صندوق‌های حمایتی و بازار سرمایه می‌توانند بخشی از نیاز پروژه‌های کوچک و متوسط را پوشش دهند، اما برای ورود به پروژه‌های بزرگ‌مقیاس مس، جذب سرمایه خارجی ضروری است.

سرمایه‌گذار خارجی نیز صرفاً منابع مالی وارد نمی‌کند. بازار، فناوری، شبکه فروش و تجربه مدیریتی، بخشی از ارزش این سرمایه‌گذاری است. بنابراین، بی‌ثباتی مقررات و قیمت‌گذاری دستوری، علاوه بر افزایش هزینه سرمایه، مانع انتقال فناوری و اتصال به بازارهای بین‌المللی می‌شود.

زنجیره مس؛ ارزش در کجا خلق می‌شود؟

زنجیره ارزش مس را می‌توان در سه سطح بررسی کرد. سطح نخست شامل اکتشاف، استخراج، فرآوری و تولید کاتد است. با تولید مس با خلوص بالا، بخش بالادست زنجیره به مرحله تکمیل می‌رسد.

در مرحله دوم، محصولات نیمه‌ساخته مانند مفتول، لوله و مقاطع مسی تولید می‌شوند. اما بخش مهم‌تر در صنایع پایین‌دستی پیشرفته قرار دارد؛ جایی که مس در تولید تجهیزات برق و الکترونیک، ترانسفورماتورها، سامانه‌های انتقال، تجهیزات انرژی و فناوری‌های ذخیره‌سازی مصرف می‌شود.

به گفته صالح‌آبادی، تجربه کشورهای بزرگ نشان می‌دهد که الزاماً بزرگ‌ترین ذخایر، تعیین‌کننده‌ترین بازیگران بازار نیستند. چین و کره‌جنوبی با وجود برخورداری کمتر از منابع معدنی، از بازیگران اصلی صنعت مس و مصرف‌کنندگان عمده محصولات پیشرفته این زنجیره هستند.

این تجربه نشان می‌دهد که سودآوری و قدرت اثرگذاری در بازار مس به تدریج از استخراج صرف به سمت فناوری، ساخت تجهیزات و صنایع مصرف‌کننده حرکت کرده است.

چرخش شیلی از معدن به فناوری

شیلی، بزرگ‌ترین دارنده ذخایر مس جهان، نمونه‌ای از تغییر رویکرد در این صنعت است. این کشور که برای سال‌ها مزیت خود را بر منابع معدنی و تولید بالادست بنا کرده بود، اکنون توسعه صنایع پایین‌دستی و فناوری‌های مصرف‌کننده مس را دنبال می‌کند.

این چرخش نشان می‌دهد حتی کشوری با ذخایر عظیم نیز نمی‌تواند تنها بر استخراج و تولید ماده اولیه تکیه کند. در بازار آینده مس، کشورهایی قدرت بیشتری خواهند داشت که علاوه بر تولید معدنی، در فناوری‌های مرتبط با برق، انرژی، حمل‌ونقل و صنایع پیشرفته نیز نقش داشته باشند.

ایران در بالادست متوقف مانده است

ایران در تولید مس کاتد از دانش فنی و تجربه صنعتی قابل توجهی برخوردار است. شرکت ملی صنایع مس ایران و مجموعه‌های فعال این حوزه، طی سال‌های گذشته ظرفیت مناسبی در زمینه تولید، فناوری و نیروی انسانی ایجاد کرده‌اند.

با این حال، تمرکز اصلی کشور همچنان بر بخش بالادست زنجیره قرار دارد و توسعه صنایع پایین‌دستی و محصولات فناورانه با سرعت مورد نیاز پیش نرفته است. صالح‌آبادی تأکید می‌کند که تولید سنگ معدن یا حتی کاتد مس، به‌تنهایی نمی‌تواند مزیت رقابتی پایدار برای ایران ایجاد کند.

گام نخست باید شناسایی نیاز داخلی در حوزه‌هایی مانند ساختمان، خودرو، انرژی و حمل‌ونقل باشد. پس از آن، می‌توان ظرفیت تولید و فناوری را برای پاسخ به تقاضای آینده توسعه داد و در مرحله بعد، به بازارهای منطقه‌ای و جهانی وارد شد.

تقاضای آینده از مسیر فناوری می‌گذرد

پیش‌بینی رشد تقاضای جهانی مس در دهه آینده، بیش از هر چیز به توسعه فناوری‌های جدید وابسته است. مراکز داده، خودروهای برقی، شبکه‌های انتقال برق، انرژی‌های تجدیدپذیر و سامانه‌های ذخیره انرژی، مصرف‌کنندگان اصلی این رشد خواهند بود.

اگر ایران نتواند در زنجیره تولید این فناوری‌ها جایگاهی ایجاد کند، افزایش تقاضای جهانی لزوماً به افزایش سهم کشور از ارزش اقتصادی مس منجر نخواهد شد. در این صورت، ایران همچنان عمدتاً عرضه‌کننده ماده اولیه باقی می‌ماند و بخش مهمی از ارزش افزوده در کشورهای دیگر ایجاد می‌شود.

انرژی؛ از مزیت قیمتی تا ضرورت پایداری

در گذشته، انرژی ارزان یکی از مزیت‌های صنایع معدنی و فلزی ایران محسوب می‌شد. اما به گفته صالح‌آبادی، انرژی امروز دیگر صرفاً مسئله قیمت نیست؛ پایداری و امنیت تأمین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

قطع برق حتی برای چند ساعت می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از ارزش انرژی مصرف‌نشده ایجاد کند. توقف تولید، آسیب به فرآیند، زمان مورد نیاز برای راه‌اندازی مجدد و نوسان در برنامه تولید، بخشی از این هزینه‌هاست.

از این منظر، برق پایدار برای صنعت مس یک زیرساخت حیاتی است. انرژی ارزان اما ناپایدار، نمی‌تواند مبنای مزیت رقابتی بلندمدت باشد. رفع ناترازی انرژی باید از سطح یک سیاست حمایتی کوتاه‌مدت فراتر رود و به بخشی از برنامه توسعه صنعتی تبدیل شود.

فاصله دانشگاه و صنعت

ایران از نظر آموزش مبانی مهندسی معدن، متالورژی و زمین‌شناسی ظرفیت مناسبی دارد و نیروی انسانی متخصص کم نیست. با این حال، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای جدید صنعت همچنان قابل توجه است.

به گفته صالح‌آبادی، نیروهای متخصص برای حضور در زنجیره جهانی معدن و فلزات، علاوه بر دانش فنی، به مهارت‌هایی مانند تحلیل مالی، شناخت بازار، تنظیم قراردادهای بین‌المللی، زبان تخصصی، هوش مصنوعی و تحول دیجیتال نیاز دارند.

توسعه معدن دیگر صرفاً به تجهیزات و ماشین‌آلات وابسته نیست؛ دانش و توانایی مدیریت میان‌رشته‌ای به عامل اصلی رقابت تبدیل شده است. کشورهایی مانند چین، ژاپن و استرالیا با هماهنگ کردن دولت، بخش خصوصی، دانشگاه و صنعت، توانسته‌اند آموزش را به نیازهای واقعی بازار متصل کنند.

عبور از معدن‌داری به اقتصاد مس

اقتصاد مس ایران در یک نقطه تعیین‌کننده قرار دارد. کشور از ذخایر، موقعیت جغرافیایی و نیروی انسانی برخوردار است، اما این ظرفیت‌ها هنوز به یک مزیت رقابتی کامل تبدیل نشده‌اند.

عبور از منبع‌محوری، ثبات سیاست‌گذاری، جذب سرمایه خارجی، توسعه زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل، تقویت صنایع پایین‌دستی و بازطراحی آموزش تخصصی، پیش‌شرط‌های تبدیل ذخایر مس به ارزش اقتصادی هستند.

در بازار آینده، برنده الزاماً کشوری نیست که بیشترین ذخیره را دارد؛ برنده کشوری است که بتواند از معدن تا فناوری، بازار و سرمایه را در یک زنجیره منسجم به هم متصل کند.

تبادل نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha