نگاه کوتاهمدت و بلندمدت به بازارها در قیاس با مهمترین رقیبشان، یعنی تورم نشاندهنده دو سیگنال متفاوت است. برداشت اول آنکه از آغاز جنگ، بورس با اختلاف و پس از آن مسکن از تورم جلو زده و دلار و طلا داراییهای جامانده هستند. اما برداشت دوم زمانی است که کمی فیلم را به عقبتر برگردانیم؛ از ابتدای ۱۴۰۰، دلار، طلا و حتی مسکن تقریبا پابهپای تورم حرکت کردهاند، حال آنکه هنوز بورس فاصله معناداری با آن دوران دارد. اینکه کدام تصویر صحیحتر است باید به رابطه بلندمدتتر بازارها و شرایط کنونی با هم نگاه شود.
دلار: هرچند دلار در بلندمدت تورم را گرفته، اما سیاستگذاریهای دولت برای سالهایی که امکان (درآمد ارزی بالا) داشته در جهت سرکوب ارز بوده است. بنابراین، اکنون اگر جیب ارزی دولت پر شود، احتمال آنکه دلار در رقابت با تورم شکست بخورد وجود دارد.
طلا: سکه در کوتاهمدت تورم را عمدتا پوشش داده، در بلندمدت نیز به لطف قیمت جهانی حتی تا حدودی بهتر از تورم عمل کرده است. اکنون نیز بال دلاری را برای پوشش تورم در سناریوی نبود درآمدهای ارزی کافی دارد و از زاویه قیمتهای جهانی نیز مطابق تحلیلهای بینالمللی همچنان پشتیبانی میشود.
بورس: با فرض عدم تکرار جنگ نظامی، فضای رکودی به زیان بورس است و فقط تورم میتواند به قیمتها کمک کند. پس در وضعیت مشابه، شاید گزینه نامطلوبی در قیاس با ارز و طلا میبود، اما چون جاماندگی سالهای اخیر را دارد همچنان با خوشبینی سرمایهگذاران مواجه است.
مسکن: بازار ملک در بلندمدت مشابه بورس از تورم بهتر بوده که ریشه آن عوامل واقعی نظیر افزایش جمعیت و توسعه شهری است. اما توقف چندساله ساختوساز و پروژههای عمرانی آن را وابسته به تورم کرده؛ در نتیجه، سبقت اخیر مسکن از تورم، آن را در حالت رکودی قرار داده و برای شتاب گرفتن مجدد نیازمند پرشتاب شدن رشد تورم است.
۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
تبادل نظر