سرمایهگذاری از آن جاهای رویایی هست که لزوما تنبل بودن چیز بدی نیست؛ یعنی لازم نیست دائم کار کنی تا پول دربیاوری. شاید در نگاه نخست عجیب به نظر میآید، اما در ادبیات مالی و سرمایهگذاری قصه یک دعوای قدیمی است.
دعوای دو دیدگاه: بین دو روش «فعال» (active) و «منفعل» (passive) دعوایی طولانی وجود دارد. اولی میگوید در جستجوی فعالانه برای پیدا کردن فرصتهایی باش که بتوانی از متوسط یا معیار بازارها (شاخص) جلو بزنی. دومی اما معتقد است همین که بتوانی در حد متوسط (شاخص) بازدهی کسب کنی برندهای. طرفداران ایده اول معتقدند بازارها خیلی ناکارا هستند و اگر زیرک باشی میتوانی فرصتهایی پرسودتر از میانگین پیدا کنی. اما ایده دوم میگوید تنبل بودن به نفع شماست، زیرا از میانگین بهتر بودن خیلی سخت و به دلیل انجام معاملات زیاد بسیار پرهزینه است. بنابراین، در بلندمدت اگر کمهزینه سرمایهگذاری کنی برندهای.
نتایج ۱۰ ساله تنبلها و پرکارها: بررسیهای اساندپی گلوبال نشان میدهد در بازه ۱۰ ساله ۸۷ درصد صندوقهای سهامی آمریکا با کسر هزینههای کارمزد معاملات و غیره از شاخص کل جا ماندهاند. حتی در صندوقهای درآمد ثابت نیز چنین پدیدهای دیده میشود.
موارد خاص به نفع فعالها: آخرین باری که اکثریت صندوقها از میانگین بهتر بودند سال ۲۰۰۹ مصادف با بحران مالی جهانی است. در ربع قرن اخیر فقط سه سال چنین پدیدهای رخ داده که فعالها از تنبلها در آمریکا بهتر بودهاند.
کارنامه تاریخی طلایهداران سرمایهگذاری «فعال»: حتی قدرتمندترین سرمایهگذاران فعال نظیر پیتر لینچ در صندوق فیدلیتی یا بیل میلر صندوق لگ میسون که در سالهای آغازین خود بسیار فراتر از شاخص اساندپی بازدهی کسب کرده بودند، در طول زمان نتوانستهاند آن پیشتازی را حفظ کنند.
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۱
تبادل نظر