۱۶ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰

میز معدن و فولاد با اجرای زهرا مجتهد

کیوان جعفری‌طهرانی، کارشناس و تحلیلگر ارشد معدن و فولاد در حوزه بین‌الملل، معتقد است بحران‌های ژئوپلیتیک اخیر یک تغییر بنیادین در منطق تجارت جهانی ایجاد کرده‌اند.

در جهانی که مسیرهای حمل‌ونقل بیش از گذشته در معرض جنگ، تحریم و مداخلات سیاسی قرار گرفته‌اند، «ارزان‌ترین مسیر» لزوماً بهترین مسیر نیست و امنیت و قابلیت اتکای زنجیره تأمین به یک متغیر اقتصادی تعیین‌کننده تبدیل شده است.

به گفته جعفری‌طهرانی، اهمیت لجستیک در سال‌هایی که قیمت‌های جهانی مواد معدنی و فولاد بالا بود، کمتر در محاسبات فعالان بازار دیده می‌شد. اما با کاهش قیمت سنگ‌آهن و تضعیف بازار فولاد، هزینه حمل‌ونقل بار دیگر به یکی از متغیرهای اصلی تعیین‌کننده حاشیه سود صادرکنندگان تبدیل شده است. هم‌زمان، افزایش هزینه انرژی و ریسک‌های ناشی از اختلال در مسیرهای دریایی، مسئله را از یک موضوع صرفاً اقتصادی به یک مسئله راهبردی تبدیل کرده است.

اقتصاد کریدورها در عصر ریسک

در روایت جعفری‌طهرانی، بحران‌های اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده‌اند: حتی کریدورهایی که روی نقشه به‌عنوان مسیرهای استاندارد و پایدار تجارت جهانی تعریف شده‌اند، در برابر تصمیم‌های سیاسی و نظامی کشورها مصون نیستند.

به همین دلیل، رقابت بر سر کریدورها دیگر صرفاً رقابت برای کوتاه‌ترین یا ارزان‌ترین مسیر نیست؛ کشورها به‌دنبال ایجاد مسیرهایی هستند که در شرایط بحران نیز امکان تداوم تجارت را حفظ کنند.

از همین منظر، بندر و شبکه ریلی دیگر اجزای منفصل لجستیک نیستند؛ بلکه بخشی از معماری امنیت اقتصادی کشورها محسوب می‌شوند.

ایران؛ موقعیت جغرافیایی بدون سهم متناسب از کریدورها

جعفری‌طهرانی معتقد است ایران با وجود موقعیت جغرافیایی ممتاز، نتوانسته است سهم متناسبی از بازآرایی کریدورهای منطقه‌ای به دست آورد.

او با اشاره به تحولات مسیرهای جدید تجاری می‌گوید طرح‌های بزرگ اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب، در سال‌های گذشته بارها بازتعریف شده‌اند و برخی از مسیرهایی که می‌توانستند از خاک ایران عبور کنند، اکنون از مسیر کشورهای آسیای مرکزی، جمهوری آذربایجان، ترکیه، پاکستان و عراق در حال توسعه‌اند.

در این میان، بندر گوادر و اتصال ریلی آن به غرب چین نمونه‌ای از تلاش برای ایجاد یک مسیر جایگزین و کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی است. از نگاه جعفری‌طهرانی، چین با توسعه این شبکه‌ها تلاش کرده است ریسک‌های ژئوپلیتیکی و لجستیکی تجارت خود را مدیریت کند؛ در حالی که ایران فرصت حضور مؤثر در بخشی از این معماری جدید را از دست داده است.

ریل؛ زیرساختی که تعیین‌کننده‌تر شده است

یکی از محورهای اصلی تحلیل جعفری‌طهرانی، نقش راه‌آهن در آینده تجارت مواد معدنی است. او معتقد است در شرایطی که حمل دریایی با ریسک‌های فزاینده مواجه شده، شبکه‌های ریلی گسترده می‌توانند به‌عنوان مسیر مکمل یا جایگزین عمل کنند؛ البته مشروط به آنکه ظرفیت، سرعت و اتصال بین‌المللی آنها امکان رقابت داشته باشد.

مقایسه مسیرهای ریلی چین با ظرفیت شبکه ایران از نگاه او معنادار است. در برخی مسیرهای چین، قطارهای باری با ظرفیت بسیار بالا امکان جابه‌جایی حجم قابل‌توجهی از مواد معدنی را فراهم می‌کنند؛ در حالی که محدودیت ظرفیت و پیوستگی شبکه ریلی ایران، استفاده از این ابزار را برای تجارت گسترده مواد معدنی دشوار کرده است.

این تفاوت صرفاً یک مساله زیرساختی نیست؛ در بازاری که حاشیه سود تحت فشار قرار دارد، هر افزایش در زمان یا هزینه حمل می‌تواند مزیت رقابتی یک صادرکننده را از بین ببرد.

بنادر بزرگ‌تر، الزاماً ریسک کمتر نیستند

تحولات اخیر در حمل دریایی یک نکته دیگر را نیز برجسته کرده است: افزایش ابعاد کشتی‌ها و ظرفیت بنادر، اگرچه در شرایط عادی هزینه حمل را کاهش می‌دهد، اما در محیط‌های پرریسک می‌تواند آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای ایجاد کند.

جعفری‌طهرانی با اشاره به محدودیت‌های عمق آبخور و ظرفیت بنادر، معتقد است توسعه زیرساخت بندری ایران باید هم‌زمان با توسعه شبکه ریلی دنبال شود. در غیر این صورت، افزایش ظرفیت یک حلقه از زنجیره، الزاماً به افزایش کارایی کل زنجیره منجر نخواهد شد.

به باور او، ساخت یک بندر عمیق جدید و توسعه شبکه ریلی به سرمایه‌گذاری سنگینی نیاز دارد؛ سرمایه‌ای که بدون منابع مالی پایدار و سرمایه‌گذاری خارجی، اجرای چنین پروژه‌هایی را دشوار می‌کند.

رقابت چین و هند؛ جابه‌جایی مرکز ثقل فولاد

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، جعفری‌طهرانی به رقابت فزاینده چین و هند در صنعت فولاد اشاره می‌کند؛ رقابتی که از نگاه او می‌تواند یکی از عوامل مهم تغییر آرایش تجارت مواد معدنی در سال‌های آینده باشد.

هند با افزایش ظرفیت تولید فولاد و توسعه ذخایر سنگ‌آهن، در حال ترسیم افق بلندپروازانه‌ای برای صنعت فولاد خود است. در مقابل، چین که با کاهش مصرف داخلی فولاد و ضعف بخش ساختمان مواجه شده، مسیر متفاوتی را در پیش گرفته و بر تولید فولاد با کیفیت بالاتر تمرکز کرده است.

از نگاه این تحلیلگر، این تفاوت استراتژی اهمیت زیادی دارد: هند در حال ساخت ظرفیت تولید برای پاسخ به رشد مصرف داخلی است، در حالی که چین با مساله مازاد ظرفیت و کاهش تقاضای داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این دو روند می‌توانند جریان تجارت سنگ‌آهن، فولاد و محصولات میانی را در بازار جهانی تغییر دهند.

بازار منتظر نمی‌ماند

اما شاید مهم‌ترین هشدار جعفری‌طهرانی به صنعت فولاد و معدن، نه درباره ظرفیت تولید، بلکه درباره بازار باشد.

به گفته او، در تجارت جهانی، از دست رفتن یک مسیر یا بازار صادراتی لزوماً با بازگشت دوباره شرایط به وضعیت قبل جبران نمی‌شود. خریدار در زمان اختلال، به دنبال تأمین‌کننده جایگزین می‌رود و اگر این جایگزینی طولانی شود، رابطه تجاری می‌تواند تغییر کند.

او با اشاره به تغییر جایگاه برخی رقبا در بازارهای صادراتی فولاد تأکید می‌کند که بازگشت به بازارهایی که در دوره اختلال از دست رفته‌اند، به سادگی ممکن نیست. در چنین شرایطی، قیمت، هزینه حمل و روابط سیاسی هم‌زمان تعیین می‌کنند که چه کشوری می‌تواند در بازار باقی بماند.

مساله اصلی؛ تولید نیست، قابلیت صادرات است

تحلیل جعفری‌طهرانی این است که چالش آینده صنعت فولاد ایران صرفاً تولید بیشتر نیست. حتی افزایش ظرفیت تولید نیز بدون بازار مصرف داخلی کافی، به معنای افزایش نیاز به صادرات خواهد بود. از این منظر، توان تولید زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که سه شرط هم‌زمان فراهم باشد: بازار، مسیر مطمئن و قیمت رقابتی.

او معتقد است ایران برای بازگشت به جایگاه خود در تجارت منطقه‌ای، باید مسئله لجستیک را از یک موضوع عمرانی به یک موضوع راهبردی ارتقا دهد؛ توسعه بنادر و راه‌آهن، ایجاد مسیرهای جایگزین و کاهش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی باید در یک چارچوب واحد دیده شوند.

در نهایت، در تجارت جهانی امروز، داشتن ذخیره معدنی یا ظرفیت تولید به‌تنهایی مزیت نیست. مزیت واقعی، توان رساندن کالا به بازار در زمان مناسب، با هزینه رقابتی و از مسیری است که در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک تاب‌آوری داشته باشد.

و از همین‌جاست که رقابت بر سر کریدورها، عملاً به رقابت بر سر سهم کشورها از تجارت آینده تبدیل می‌شود.

تبادل نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha