۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
فردای بازگشایی؛ صنایع ایران در امتحانِ آتش‌بس

برنامه واچ‌لیست با اجرای علی‌تسنیمی

بازار سرمایه در آستانه بازگشایی احتمالی، در میانه لایه‌ای از ابهام ایستاده است؛ از زمان و نحوه بازگشت معاملات گرفته تا کیفیت افشاهای شرکت‌ها، سطح واقعی ارزش‌گذاری بازار، فاصله ارزش بازار با ارزش جایگزینی بنگاه‌ها و در نهایت مسئله همیشگی تخصیص بهینه دارایی. در چنین فضایی، اخبار سیاسی و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک بر متغیرهای اقتصادی سایه انداخته‌اند. با این حال، سناریوسازی همچنان یکی از معدود ابزارهایی است که می‌تواند به سرمایه‌گذاران برای ترسیم افقی روشن‌تر کمک کند.
در گفت‌وگوی «واچ‌لیست» با بهرام گروسی، مدیر صندوق دوایکس کیان، تلاش کردیم این ابهامات را از زاویه‌ای عملیاتی‌تر بررسی کنیم. گروسی معتقد است بخشی از خسارات واردشده به صنایع هنوز به‌درستی برآورد نشده است. به گفته او، حتی در بدبینانه‌ترین سناریوها نیز کمتر کسی انتظار داشت صنایعی مانند فولاد به شکل مستقیم در معرض آسیب قرار گیرند. با این حال، آنچه اکنون بیش از شوک اولیه اهمیت دارد، روشن شدن تدریجی داده‌هاست؛ داده‌هایی که امکان بازتعریف ارزش‌گذاری بازار را فراهم می‌کنند.
در میان صنایع بزرگ، پتروشیمی‌ها جایگاه ویژه‌ای در این معادله دارند. گروسی بر این باور است که در صورت شکل‌گیری توافق سیاسی، یکی از نخستین اولویت‌های سیاست‌گذار بازگرداندن ظرفیت تولید پتروشیمی‌ها به مدار عادی خواهد بود؛ چرا که این صنعت ستون فقرات بسیاری از زنجیره‌های پایین‌دستی است. توقف تولید در بخش قابل توجهی از محصولات پتروشیمی، اثرات گسترده‌ای بر صنایع وابسته گذاشته است. در حالی که برخی محصولات مانند اوره همچنان شرایط نسبتاً باثبات‌تری دارند، در زنجیره پلیمرها اختلالات جدی مشاهده می‌شود؛ اختلالاتی که دامنه اثر آن‌ها می‌تواند طیفی وسیع از صنایع پایین‌دستی را درگیر کند.
از سوی دیگر، وابستگی بسیاری از صنایع به واردات مواد اولیه، در صورت افزایش نرخ ارز می‌تواند به کاهش مصرف داخلی برخی محصولات منجر شود و تعادل تازه‌ای در اقتصاد ایجاد کند؛ تعادلی که شاید در کوتاه‌مدت با یک شوک کاهنده در رشد اقتصادی همراه باشد، مشابه آنچه در دوران همه‌گیری کرونا تجربه شد. با این حال، مسیر تحقق هر یک از این سناریوها به شدت به متغیر سیاسی وابسته است؛ جایی که نسبت جنگ و صلح به‌طور مستقیم بر چشم‌انداز شرکت‌ها اثر می‌گذارد. در چنین فضایی، تعداد صنایعی که بتوانند از شرایط موجود منتفع شوند محدود است.
گروسی برای تحلیل دقیق‌تر وضعیت، صنایع را در سه دسته کلی قرار می‌دهد: صنایع با آسیب مستقیم، صنایع با آسیب غیرمستقیم و صنایعی که تا حد زیادی مصون از آسیب باقی مانده‌اند. او تأکید می‌کند که آسیب‌های غیرمستقیم اغلب دست‌کم گرفته می‌شوند، در حالی که اختلال در زنجیره تأمین یا تقاضا می‌تواند در میان‌مدت اثراتی عمیق‌تر از خسارات فیزیکی داشته باشد. از همین رو، کیفیت و شفافیت افشاهای شرکت‌های آسیب‌دیده را یکی از مهم‌ترین متغیرهای پیش روی بازار می‌داند.
در بحث ارزش‌گذاری نیز او نگاه محتاطانه‌ای دارد. به اعتقاد گروسی، در بسیاری از صنایع آسیب‌دیده، ارزش جایگزینی دارایی‌ها حتی از هزینه ساخت مجدد آن‌ها نیز پایین‌تر برآورد می‌شود؛ از این رو، اتکا صرف به ارزش جایگزینی نمی‌تواند معیار دقیقی برای ارزیابی شرکت‌ها باشد و سودآوری عملیاتی بنگاه‌ها همچنان شاخص قابل اتکاتری برای سنجش ارزش آن‌هاست.
در سطح تخصیص دارایی، گروسی با توجه به نامشخص بودن مسیر توافق سیاسی، ترکیبی محتاطانه پیشنهاد می‌کند: تقسیم سرمایه به نسبت ۵۰-۵۰ میان صندوق‌های طلا و صندوق‌های درآمد ثابت. به گفته او، حضور در صندوق‌های با درآمد ثابت بیش از آنکه نشانه خروج از بازار باشد، نوعی «وضعیت انتظار» برای ورود دوباره به سهام در صورت بازگشایی و شکل‌گیری فرصت‌های قیمتی است.
او در عین حال بازارهایی مانند خودرو و مسکن را در شرایط کنونی جذاب ارزیابی نمی‌کند و افزایش‌های اخیر قیمت در این بازارها را بیشتر ناشی از شوک‌های مقطعی می‌داند تا شکل‌گیری یک روند پایدار سرمایه‌گذاری.

بورس در آستانه شروع دوباره؛ از صنایع حساس تا اهرمی‌های زیر فشار
گفت‌وگوی کامل را به صورت تصویری و یا صوتی در سایت فردای اقتصاد، ببیننده و شنونده باشید

تبادل نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha